سالها چشم را ببستم تا بود افسار دل
رخ بداد رخسار وی رعدی درید افسار دل

چون دلم با طرح لبخند ملیحش نرم گشت
عقل آمد به میان و کام دل ناکام گشت

پرسم این فرمان عقل را تا کجا باید خواست
دل اسیر و من اسیر پس عقل کارش نارواست


امین - مرداد 92