سلام

اخیرا با کتابی به اسم " انسان ، دردها ، درمانها " یا " جلوه گه آرامش " آشنا شدم . این کتاب نوشته ی " سید حسین هاشمی " و کتاب جذابی برای من بوده که آنرا در انباری و در بین چندین کتاب قدیمی یافتم . سال انتشار کتاب پاک شده اما نحوه ی نگارش نشان از سن زیاد کتاب دارد. جالب ترین مساله قیمت کتاب است که خوانده نمی شود اما عددی دو رقمی و به ریال می باشد. گزیده ای از مطالب کتاب را برای آشنایی شما عزیزان آورده ام که امید دارم وقت گذاشته و مطالعه فرمایید، ضمنا در تایپ اصل امانتداری را رعایت کرده و به همان شیوه ی نگارش قدیمی نوشته ام :

سرفصل های مطالب آورده شده از کتاب عبارتند از :

 

آیا موسیقی بانسان آرامش میبخشد؟

هیجان چیست ؟

نظر اسلام درباره ی موسیقی

سینما ، رادیو ، تلویزیون

بدآموزی فیلمها

تقلید بیجا

متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید...


.........................................................................................

آیا موسیقی بانسان آرامش میبخشد؟

کلیه روانشناسان و دانشمندان فیزیولوژی معتقدند که هیجانات روانی منشاء بیشتر بیماریها است ، التهاب و هیجان هنگامیکه در انسان بوجود آمد ، خود آتشی است که شعله های آن صاحبش را تدریجاً نابود میکند ، کمبود ویتامین ها ، زخم معده ، جنون و دیوانگی ، کلیه بیماریهای اعصاب و روانی ، همه از آن سرچشمه میگیرد.

موسسۀ بهداشت فرانسه آماری منتشر کرد ، که سال (۱۹۵۷) ۱۷۰/۰۰۰ نفر در اثر بیماریهای قلبی در فرانسه در گذشته اند که عدۀ آنها دو برابر سرطانیها است ، این اعلامیه خاطرنشان ساخت که طی سالهای اخیر بر تعداد بیماران قلبی به مقدار قابل توجهی افزوده شده.

دانشمندان جهان اظهار نظر کرده اند که : هورمونی به نام آدرنالین از غده ی فوق کلیه در خون میریزد و رگها را منقبض میکند و بیماریهای قلبی آغاز میگردد ، و این هورمون در اثر هیجانات در خون ریخته میشود.

دکتر دیل کارنکی دانشمند معروف در کتاب آئین زندگی در صفحه ۴ از قول دکتر (ژوزف مونتاگر) میگوید : آنچه میخورید باعث ایجاد زخم معده نمیشود ، بلکه آنچه شما را میخورد مانند عصبانیت و هیجان عامل زخم معده است ، و نیز در صفححه ۲۹ بیان کرده که : هیجان عصیر معدی را از حالت طبیعی خارج میکند و زخم معده آغاز میگردد.

دکتر الکسیس کارل در کتاب (انسان موجود ناشناخته ) ص ۱۲۷ میگوید عدم تعادل دستگاههای عصبی ، و نقص دستگاههای هاضمه ، در اثر هیجان ،عامل بیماریهای معده و روده است و در صفحه ۱۵۶ مینویسد فکر و هیجان میتواند سبب ضایعات عضوی و احشائی شود .

دکتر ادوارد بودولسکی ، در کتاب ( جلونگرانی را بگیر و زندگی کن )در باب مفصلی ثابت می کند بیماری قند مستقیما ً از هیجانات عصبی حاصل میگردد ، که تعادل شیمیائی بدن را بهم میزند ، و دکتر نامبرده اضافه میکند : بیماری رماتیسم نیز از هیجان و النهاب سرچشمه میگیرد.

(دکتر سی آنتونی والونزو) در کتاب علائم ناخوشی های قلبی مینویسد : فشار خون از هیجانات آغاز می شود .

 

هیجان چیست ؟

هیجان عبارتست از بهم خوردن تعادل آنی و تغییر سریع حالات تمایلی که باعث بر هم زدن تعادل اعصاب نباتی میشود ، و این سلسله اعصاب نباتی ، فعالیت شدیدی را آغاز میکند ،ترشح آدرنالین در خون افزایش مییابد و فشار خون را بالا میبرد ، قلب و ریه تندتر انجام وظیفه میکنند ، عروق موئین پوست منقبض میشوند تا خون بدن از تمام اعضا و جوارح بقلب و ریه و عضلات که در هنگام بروز حوادث بهترین عامل دفاعی بدن هستند ، منتقل نمایند و نیز بر مقدار قند خون افزوده میشود و مردمک چشم اتّصاع مییابد .

دکتر (اوریزن اسوت ماردن ) مینویسد :هیجان موازنه ی شیمیایی بدن انسان را بطور کلی بر هم میزند ، و با سکته قلبی مربوط است و حتی مادران هنگام شیر دادن ، شیر خود را مسموم میکنند .

 

نظر اسلام درباره ی موسیقی

1-      معدة بن زیاد نقل کرده : که شرفیاب محضر حضرت صادق (ع) بودم ، شخصی سؤال کرد ، در همسایگی من مردیست که کنیزان خواننده ای دارد ، گاهی که انها به نوازندگی می پدازند ، من از پشت دیوار خانه ام ، گوش میکنم ، آیا مرتکب گناهی میشوم ، حضرت این آیه را قرائت فرمود ، که (سوره ی اسری آیه ۳۹) یعنی « آنچه را که با گوش بشنوید و با چشم به بینید ، و افکاریکه بقلب بگذرد ، و به آنها ترتیب اثر داده شود ، صاحبان آنها مورد مسئولیت و مؤاخذۀ شدید، واقع خواهند شد» سپس او را از این عمل قبیح نهی کرد .

2-      ابو ایوب گفت : در یکی از سفرها چون به مدینه وارد گشتیم ، در خانۀ مردی که کنیزان خواننده و نوازنده ای داشت ، منزل کردیم و پس از ان به محضر شریف پیشوای ششم (ع) رفتیم ، فرمود : کجا را برای سکونت در این چند روز اختیار کردید  ، گفتیم خانه ی فلانکس ، حضرت صادق (ع) این آیه را از قرآن ، تلاوت فرمود ( سوره ی الفرقان آیه ۷۲) یعنی کسانی از بندگان خوب خدا بشمار میآیند ، که اگر با (لغوی )روبرو شوند با کرامت (پرهیزکار- بردبار- نهی کننده )از آن میگذرند . از استدلال آن بزرگوار دانستیم ، که ما نباید در آن محل اقامت کرده باشیم (زیرا مستلزم شنیدن موسیقی و غنا است) .

 

سینما ، رادیو ، تلویزیون

بدون شک یکی از پدیده های علمی که میتوان آنرا در راه پیشبرد مقاصد دینی ، اخلاقی ، صنایع ، آگاهی از رموز و عجایب خلقت ، بکاربرد ، رادیو – سینما – تلویزیون است ، زیرا بوسیلۀ آن میتوان ، سطح افکار و معلومات را به درجه ای عالی رسانید و در صورت کمبود آموزگار و دبیر ، در تدریس و تعلیم ، و آموختن و طب و جراحی ، مورد استفا دۀ کامل و شایانی قرار داد و راه کشاورزی را با طرزی صحیح ، و نحوه ی نظافت و بهداشت را به نیکوترین وجهی به مردم یاد داد (ولی افسوس) .

اینها هیچکدام از نظر دین مقدس اسلام ، که پیروانش را به علم و دانش تحریص کرده ،مورد اشکال نیست ، بلکه موافق با آنها است . آنچه را که مذموم و ناپسند میداند و با آن مخالفت می کند ، تضییع وقت و عمر عزیز است ، که صرف لهویات ، یا دیدن و شنیدن برنامه های ، جنائی و خیانت آمیز و تبلیغات سوء و ضد دینی شود .

دانش آموزانی که ، باید شبها ، بدروس روزانه و مطالعه ی آنها بپردازند ، و در آخر سال از نمره های خوب بهره مند گردند و آتیه خود را تامین نمایند ، و پس از فراغ از تحصیل ، افراد برجسته و مفید جامعه باشند ، و به میهن و مردم خدمت کنند ، اگر هر شب چند ساعت وقت گرانبهای خویش را بیهوده بگذرانند ، چه لطمات بزرگی به پیکرۀ اجتماع وارد خواهند ساخت بعلاوه خود آنها ، چه مقدار در انظار ، پست و بیمقدار خواهند بود . از اینها مهمتر جوانان ، اگر درس جنایت و سرقت و عشق بازی و امثال آنرا فرا گیرند و در آن تنهائی شبانه غریزه ی جنسی آنها تحریک گردد ، با تهیدستی و عدم تمکن ، در آن هنگام چه وضع رقت بتری پیش آمد خواهد نمود. ؟

پس در مرحله ی اول باید اجراء کنندگان برنامه های سینما و تلویزیون ، و در ثانی پدران و مادران، متوجه اینگونه فساد اخلاق و عقب افتادگی فرزندان خود باشند .

یکی از نویسندگان میگوید :

سلامتی روح آدمی باید محفوظ بماند ، و برای حفظ تعادل آن بهتر است ، فرصت کوتاه عمر تا حدود امکان ، صرف تعلیم و تربیت انسانیت گردد ، به نظر من در مقابل کار مداوم ، و به دست آوردن مبلغ معتنابهی  برای رفتن به سینما و تأتر و مجالس عیش و سرور و کاباره های مختلف ، بهتر است ، کار کمتری بر خود تحمیل کند ، و بقیۀ وقت روزانه ی خود را صرف تعلیم روحی گرداند و از رفتن به مجالس فوق خود داری نماید .

در حقیقت باید گفت : کاباره ها و سینماها ، فاسد کنندۀ روح ، باعث تضییع وقت و سرمایۀ حیات ، از بین برندۀ مال و سلامتی جسم و روان است . و من واقعا از برنامه اصلی و عملی کشورهای بزرگ سر در نمیآورم ، چه آنها سالیانه مبلغ زیادی ، صرف بهداشت و حفظ سلامت افراد میکنند ، و از طرف دیگر ، روزانه بوسیلۀ تبلیغات سوءو دعوت مردم ، بعناوین مختلف ، به کاباره ها و مراکز فحشاء وسائل ایجاد و تشدید عوارض روحی و بالنتیجه جسمی افراد را ، فراهم میسازند ، در صورتی که بقول خودشان پیشگیری از ابتلاء به بیماری بدرجاتی بهتر از درمان آنست ، چه بعد از بهبودی از مرض ، علاوه بر اینکه مبلغی زیان مالی دیده ایم ، یک نقطۀ سیاه در قلب او بیادگار گذاشته ایم متأسفانه بتصدیق همۀ دانشمندان دنیا ، این وسیلۀ تبلیغاتی ماهیت خود را از دست داده و بعوض راهنمائی جوانان و شناساندن راه صواب بدانها و تربیت روحی آنها ، وسیلۀ تحریک غریزۀ جنسی و حس افزون طلبی و تقلید گردیده ، زیرا بارها دیده شده که جوانان ، با دیدن فیلمهای جنسی احساسات جوانی آنها ب انگیخته شده ، یا خود به تقید از ستاره های سینما پرداخته و در صورت عدم امکان در آتش التهاب سوخته و یا لااقل بفساد اخلاق گرائیده اند ، چه میتوان کرد ، امروزه دستگاههای پول سازی دنیا چنان آماده است که فریاد افراد بیدار بجائی نمیرسد.

دیدار از یک فیلم

بخاطر دارم شبی باصرار دوستان به سینما رفتم برای دیدن فیلمی که بارها تعریف آنرا از رفقا شنیده بودم ، شرح حال یک جوان دهاتی را دیدم که عاشق خواهر ارباب ده شده بود، چون ارباب این وصلت را صحیح نمیدانست ، بطریق غیر مستقیم این جوان را از ده خود بیرون کرد ، ولی دختر ناکام بیست سال حس انتقام جوئی را در مغز خود پرورانیده تا بالاخره با بدست آوردن فرصتی مناسب برادر خود را هدف گلوله قرار داد .

این بود نتیجۀ اخلاقی که فیلمبرداران آنرا در صحنه های تحریک آمیز ، نمایش داده و احساسات تماشاچیان را با این عمل انتقامجویانۀ غیر انسانی تحریک کرده بودند .

منظور اینکه بشر امروزی ، زندگی را فقط از منظر ماده پرستی تعقیب میکند ، و بر خلاف اصول صحیح خلقت با این روش سبب ایجاد روحی فرسوده و عصبانی میشود ، که خود در پیدایش بیماریهای گوناگوم جسمی مؤثر است ، و نشانۀ بارز ان ازدیاد روز افزون (انفاکتوسهای قلبی ، فشار خون ، دیابت ، اورمی ، کلیت های مزمن و سایر بیماریها است .

تصور میکنم برای سلامت جسم و روح لازمست کلیه وسائل تبلیغاتی دنیا مجهز گردد و بکمک یکدیگر ، در پرورش سلامت روح افراد و هدایت آنها بمرام و لخلاق انسانیت بکوشند ، تا حیوان صفتان رو به نقصان گذارند .

اگر واقعاً صاحب اختیاران دنیا تشخیص داده اند که پیدایش بیماریهای ( پسیکوسوماتیک) به علت ناراحتیهای روحی است ، باید سعی کنند و از بروز و انتشار اینگونه ( کمپلکس ها) حتی الامکان جلوگیری به عمل آورند .

بدآموزی فیلمها

سینما و فیلمهای فارسی مسئله ایست که پیوسته مورد بحث مطبوعات است ، باید توجه کرد که فیلمها به ما چه میآموزند؟ چه هدفی دارند ؟ متأسفانه باید گفت هیچ ! سوژه های سینماهای ما را چه تشکیل میدهد ، جنایت ، خیانت ، بهتر است در این مقوله ، اشاره ای بسری فیلمهای خارجی کنیم ، که تحفه و سوغاتی از ممالک پیشرفته برای ماست ، و جوانان با صفوف طویل از آنها استقبال میکنند ، همه اش گانگستربازی کلاه برداری ، کسی را میکشند بخاطر ثروتش ، که در فیلمهای خودمان هم گاهی تقلیدی از آنها میشود ، البته آنها روح ماجراجویانه و خطاکار و عصیانگر محیط خودشان را نشان میدهند ( مطبوعات و آثار هر ملتی نمایندۀ افکار و عادات آن ملت است) .

چرا انحرافات خودشان را به ما نشان می دهند و هنرها و اختراعاتشان را از ما مخفی میدارند و ابداع و کشفیاتیکه ذر لابراتوارها و آزمایشگاهها انجام میگیرد ، به ما نشان نمیدهند .

تقلید بیجا

تقلید پیروی کردن از مرام و عقیده ی دیگرانست ، اگر از روی فکر و منطق و عقل صورت گیرد ، پسندیده است ، چنانچه بیشتر اختراعات ، تکمیل شدۀ ابتکارات و تقلید از گذشتگان است ، که اقوام بعدی، با پیروی از آنان نقائص آنرا برطرف کرده ، و با وضعی بهتر و مدرن و تجهیزات کاملتری ساخته و نیز تکامل روانی و فضائل اخلاقی و عادات پسندیده ، بواسطۀ تقلید از اعمال نیک دیگران است .

دیگر تقلیدهای ناپسند است، که بدون تفکر و تأمل  ، از کردار سایرین پیروی میکنند و در مسیر آنان ناسنجیده گام می نهند ، بیشتر تقلیدهای شرقیها جزو این قسم به شمار میرود ، و حال اینکه عاقل کسی استکه زشتی و زیبایی هر عملی را تشخیص داده ، آنها متابعت نماید ، زیان اینگونه تبعیت ها ، جمود فکر و رکود ذوق و سلیقه و انسداد راه تکامل صحیح و اساسی، میباشد .

ساموئل جانسون –میگوید : هیچکس با تقلید از دیگران به بزرگی نرسید .طریق پیشرفت و ترقی آن نیست که بدون سنجش کارهای دیگران را تعقیب نمایند . مثلا بجای اینکه سعی کنند مخترع و یا مکتشف ، عالم و دانشمند گردند و سطح اقتصاد و زندگی خود را بنحو بسیار جالب بالا ببرند ، متقابلا در مجامع قمار ، رقص ، کاباره ، میخانه ، شرکت میکنند و لباس را کوتاه و بصورتهای مختلف در میآورند ، یا خود را در ردیف هیپی ها قرار داده و قیافه های عجیب و غریب بخود میگیرند ، و هر روزی بمدهای تازه چشم میدوزند و از آن پیروی مینمایند.

مثالی ساده

بدن بدون روح و مرده ، آنست که هوای سرد خارجی آنرا منجمد میگرداند و بالعکس هوای گرم ، آنرا متعفن و گندیده میسازد ، زیرا از خود استقلالی ندارد ، فاقد دستگاه انرژی و عوامل کنترل آنست ، اما دنیکه دارای روح است و نیروی پیدایش حرارت و کنترل در آن موجود است ، زمستان و تابستان پیوسته مطابق نظمی خاص ، حرارت بدن را تقریباً در 37 درجه حفظ مینماید ، با توجه به این نکتۀ دقیق افراد زنده مانند همان بدن با روح و مستقل میمانند . از خود شخصیتی دارند و هیچگاه پیرو اعمال زشت و ناپسند دیگران نخواهند بود، و گرد تقلیدهای بدون دلیل نمیگردند .

جوانان چینی

مکتب اسلام از جرائد چنین نقل میکند : چندی پیش بعضی روزنامه نگاران ما بچین رفته بودند ، در گزارش سفر خود تصریح کردند که در هیچ نقطه ای از کشور پهناور چین از مینی ژوپ و ماکسی خبری نبود ، از موهای بیتلی و هیپی گری اثری دیده نمیشد ، همه جا، لباسهای ساده و شکل و قیافه ها کاملا عادی ، و بجای اینهمه حرفها : سخن از مطالعۀ کتاب و کار بود .

پاسخ یک انتقاد

اگر کسی بگوید : آنچه دربارۀ مذمت از تقلیدهای بدون دلیل گفته شد ، شامل تقلید در احکام مذهبی نیز میگردد ، پس نباید بدون سنجش از فقهاء پیروی کرد ، بعلاوه آن اختلاف نظر و فتوای علماء ، ایجاد تشتت و تفرقه بین مسلمانان مینماید.

در پاسخ : باید گفت : معنای تقلید در احکام دینی در حقیقت مراجعه کردن غیر عالم به عالم و دانشمند است ، و یا ، رجوع کردن غیر متخصص به متخصص هر فنی است . چنانچه بیمار برای معالجه بدکتر ، و پزشک بجهت طرح نقشۀ ساختمان به مهندس ، و اگر ماشین آنها خراب شود بمیکانیک ، و در صضورت ندانستن حکمی از احکام اسلامی همۀ آنها بدانشمند و عالم دینی مراجعه میکنند ، و این راهی است که عقلاء و دانایان میپیمایند ، و از جزء تقلیدهای بدون منطق و دلیل نخواهد بود .

و دیگر آنکه علماء و فقهاء ، دربارۀ اصول عقاید و ضروریات و کلیات مسائل و احکام ، هیچگونه اختلاف نظری نداشته و ندارند ، بجز در بعض فروع خیلی جزئی ، مثلا تسبیحات اربع در نماز ، سه مرتبه واجب است ، یا یکمرتبه و آیا در تیمم : خاک ، شن ، سنگ ، کلوخ ، زمین ، در عرض یکدیگرند ، یعنی به هر کدام خواستند میتوانند تیمم کند ،یا آنکه ، خاک در رتبه بر آنها تقدم دارد ، این اختلافات جزئی سبب تفرقه نخواهد شد ، بدلیل اینکه میبینیم همه افراد مسلمان ، با هم نماز جماعت میگذارند ، و به اعمال حج میپردازند ، و سایر کارهای مذهبی را انجام میدهند و هیچگونه تفرقه و اختلافی بین آنان مشاهده نمیگردد.

 _________________________________________________

 نویسنده وبلاگ :

آیات در کتاب نوشته شده اند اما به جای نوشتن آیات ،نشانی آیه را که در ارجاع آورده شده نوشته ام که از این بابت عذرخواهی میکنم .

پیوسته دلتان شاد و لبتان خندان باد

 

* کپی برداری از مطلب بدون ذکر منبع و بدون دخل و تصرف درمطلب و فقط با آوردن نام نویسنده و کتاب بلامانع است  *