نشانه شناسی و سینما

 

نشانه شناسی و سینما" (بررسی فراشد تاویل متن سینمایی ورویکرد نسبی به آن) 

سینما به عنوان یک هنر بخشی از نظام گسترده ارتباطات است. زیرا همواره معانی و دلالت هایی در اثر وجود دارد که سازنده یا سازندگان اثر آن را به منظور دریافت طیف گسترده ای از مخاطبان در اثر گنجانده اند. امروز یافته های  زیبایی شناسی مدرن بیشتر به ابعاد زیبایی شناسی سینما به عنوان یک هنر و نه دلالت ها و معانی موجود در آن توجه نشان می دهند. این موضوع از دیدگاه نادیده گرفتن مولف در آثار هنری ناشی می شود. به طوری که یک اثر هنری را به طور کاملا مستقل از هر منشا بررسی می کنند. نکته ای روشن است، آن است که زیبایی شناسان نیز در بررسی متن دلالت ها و معانی موجود در آن را نادیده می انگارند و هموراه به تحلیل آن می پردازند با این تفاوت که آن ها در این تحلیل از نشانه و دلالت ها سویه های فکری، فرهنگی و اجتماعی مولف را نادیده می گیرند.پیتر وولن[1][1] نشانه شناس معروف معتقد است:« به دو دلیل پایه می توان گفت که نشانه شناسی یک زمینه مطالعاتی حیاتی برای زیبایی شناسی فیلم است. اول آن که هر نقدی الزاما به دانستن مفهوم یک متن و توانایی در خواندن آن متکی است. در غیر این صورت دچار ابهام و بی دقتی عمده ای در نقد سینما می شویم. دوم آن که روز به روز آشکارتر می شود که هرگونه تعریف از هنر باید به عنوان جزیی از یک نگره نشانه شناسی ارائه شود.»(وولن، پ، ۱۳۶۹:۱۶)بحث مورد نظر این مقاله پرداخت به موضوع نشانه شناسی سینما و بررسی فراشد تاویل متن سینمایی است. در طی بحث برای روشن شدن نشانه های سینمایی، توضیحاتی کلی درباره نشانه و انواع آن آورده می شود و سپس ۶ نظام نشانه ای موجود در سینما مورد بحث قرار می گیرد. برای درک بهتر موضوع مثــال هایی از آثار برگمان[2][2]، تارکوفسکی[3][3]، هیچکاک[4][4] و برسون[5][5] آورده می شود. در آخر نیز بحث هایی پیرامون نیت مولف و جایگاه او در تاویل یک متن سینمایی از جانب مخاطبان و بررسی نسبی گرایی در فراشد تاویل متن صورت می گیرد.

1) تعریف نشانه و توضیح ویژگی های آن   نشانه شناسی به مثابه روشی پژوهشی است که از حدود دهه ۱۹۵۰ وارد عرصه علوم شده است و به دلیل گستردگی مباحث، در عرصه فلسفه، زیبایی شناسی و ارتباطات پژوهش هایی در زمینه آن انجام شده است. بخش هایی که به فرآیند دریافت دلالت ها و ادراک معانی موجود در پیام می پردازد، به گستره ارتباطات، بخش هایی که به بررسی نظام های نشانه شناسانه موجود در هنر به ویژه سینما، موسیقی، نقاشی، عکاسی و مجسمه سازی تمرکز دارد، به عرصه زیبایی شناسی و سویه هایی از آن که مباحث مربوط به شناخت نشانه و نحوه ایجاد آن را مطرح می کند، تا حدی به حوزه مباحث فلسفی باز می گردد. در این میان اندیشمندان و نظریه پردازان با توجه به دیدگاه ها و نگرش های خود تعاریف متعددی از نشانه شناسی به دست داده اند. به عنوان مثال امبرتواکو[6][6] معتقد است:«نشانه شناسی تمامی آن چیز هایی است که بر پایه قرارداد اجتماعی و از پیش نهاده چیزی را به جای چیز دیگر معرفی می کند.» (احمدی،ب، ۹:۱۳۷۱) این تعریف از نشانه نکاتی را همراه خود دارد. نخست آن که در نشانه شناسی ویژگی پایه ای و حائز اهمیت آن است، که همواره مفهومی به جای مفهوم دیگر به کار گرفته می شود. نکتــه دوم آن است که نشانه ها دارای سویه ای اجتماعی اند. به این معنا که از رهگذر اجتماعی نوعی اجماع در زمینه جانشینی برخی معانی به جای برخی دیگر وجود دارد. به نظر می رسد نکته دومی که در بحث اکو یافت می شود چندان مورد اجماع عموم نظریه پردازان نشانه شناس نمی باشد. از میان اندیشمندان نشانه شناسی عده ای انواع طبیعی نشانه را نیز در عرصه دسته بندی های نشانه شناسی قرار می دهند. یعنی آن دسته از نشانه ها که به طور طبیعی و نه قراردادی وجود دارند. مثال معروف این نمونه" دود، نشانه آتش" است. اما در این میان دسته ای دیگر این بخش از نشانه (نشانه های طبیعی) را در عرصه نشانه شناسی قرار نمی دهند و تنها آن بخش از نشانه که جنبه قراردادی دارد را در تقسیم بندی خود جای می دهند. که مثال آن "لاله، نشانه خون" است. نمونه بارز دسته اول نشانه شناسان را می توان پیرس[7][7]، نشانه شناس مشهور دانست. او معتقد است هر چیزی که به هر شکل به چیز دیگری دلالت کند، نشانه است، فارغ از طبیعی یا قراردادی بودنش.(احمدی، ب،۳۴:۱۳۷۱) سوسور[8][8]، که جایگاه ویژه ای در میان زبان شناسان و نشانه شناسان مدرن دارد، نشانه -های طبیعی را در دسته بندی از نشانه جای نمی دهد. نشانه شناسی بحث های وسیع و گسترده ای را با خود همراه دارد که به فراخور بحث مجال بررسی بخش هایی از آن وجود دارد.

۲)تقسیم بندی انواع نشانه و کارکرد آن  شاید یکی از مشهورترین تقسیم بندی ها از انواع نشانه، تقسیم بندی پیرس باشد. او نشانه را به ۳دسته: شمایلی، نمایه ای و نمادین تقسیم کرده است. (احمدی، ب، ۴۳:۱۳۷۱)۱- نشانه های شمایلی که بر اساس شباهت نشانه با موضوع استوار است. مثل یک عکس یا نقاشی.[9][9]۲- نشانه های نمایه ای که نوعی پیوستگی معنایی بین موضوع و نشانه وجود دارد و گاها نیز نوعی رابطه علی و معلولی، مثل "تب، نشانه بیماری".۳- نشانه های نمادین دسته ای هستند که بیشتر برقراردادهای اجتماعی استوارند. دو وجه متمایز کننده این نوع از انواع دیگر نیت مند بودن و تاویل پذیری آن است. هر چند ممکن است این دو عنصر تا حدی با هم در تضاد باشند، اما درنشانه های نمادین بخش هایی وجود دارد که حدود برداشت و تاویل از آن معین و از پیش تعیین شده نمی باشد. [10][10] مانند الفبای خط بریل، نت های موسیقی و در ابعادی وسیع تر نقاشی، عکاسی و سینما (در دسته نشانه های شمایلی از آن ها نام برده شد) در دسته نشانه های نمادین جای می گیرند. به طوری که عناصر تاویل پذیر و نیت مند متعددی در آن ها یافت می شود که به تفصیل در مورد آن بحث خواهد شد.سوسور تنها به سویه های نمادین نشانه معقتد بود. (احمدی، ب،۴۵:۱۳۷۱) زیرا همان طور که قبلا اشاره شد، وی تنها آن دسته از نشانه ها که منشا قرار دادی داشتند را جزء نشانه هاقرار می داد، که در این دسته بندی تنها نمادها قرار می گیرند.تقسیم بندی های متعددی از انواع نشانه در دست است مه پرداختن بیشتر به آن از موضوع این بحث خارج است

 ۳تاویل و برداشت از نشانه ومعناهمان طور که در بخش گذشته به آن اشاره شد، طبق تقسیم بندی پیرستنها نشانه های نمادین نیت مند و قراردادی بودند ونیز قابلیت تاویل وبرداشت هایگوناگون را با خود همراه داشتند.انتقال اطلاعات یعنی انتقالمعنا یا معنا هایی به دقت معین. (احمدی، ب،۵۴:۱۳۷۱) فرآیند انتقال اطلاعات در مورد انسان در این نقطه به پایان نمی رسد. انسان هموراهفراتر از معانی معین و از پیش تعیین شده پیام ها رفته و فراشد تاویل پیام و معنا رابا توجه به تصورات ذهنی خود به انجام رسانیده است. در نظامدلالت های سینمایی ما همواره از چیزی موجود(دال)، به موردی غایب (مدلول، معنا وتصور ذهنی) می رسیم. نکته ای که در اینجا حائز اهمیت است، توجه به سویه چند معناییبودن دال است. به این معنا که دال هیچگاه سازنده تنها یک مدلول و معنای معین نیست،بلکه همواره سازنده مدلول های گوناگون و گاه متضاد است و همین بخش از نظام دلالتهاست که ویژگی تاویل پذیری آن را موجب می شودرولانبارت[12][12] در مقاله ایبا عنوان "سومین معنا"، معنا را به سه قسمت تقسیم کرده است. (احمدی، ب،۶۱:۱۳۷۱) نخستین بخشمعنا ارائه اطلاعات است به صورتی که در چارچوب پیام، معانی و اطلاعات گنجانده شدهاست. بخش دوم معنا سویه نمادین آن است که به زمینه دلالت گری آن باز می گردد که بادانستن حدودی از نشانه شناسی قابل درک است. بخش سومی که بارت از معنا می شناسد کهتا حد زیادی به بحث این بخش نزدیک است، معنای"بی حس یا کند" نام دارد. او معتقداست، ما در این بخش با فزونی معنا روبه رو هستیم. بارت در این مورد تعریف و توضیحچندانی ارائه نمی دهد. چنانچه خود نیز اذعان داشته است که ارائه تعریف از بخش سوممعنا کار دشواری است و تنها به شمارش چندی از خصوصیات آن بسنده می کند. وی معتقداست:« اطمینان ندارم که خواندن معنای سوم دقیق و قابل گسترش هست یا نه. راهی نیستتا درک کنم تماشاگران برداشت مرا از این تصاویر تایید می کنند یا نه، حتی نمی دانمکه برداشت خود را درست توصیف کرده ام یا نه.» (احمدی، ب،۶۱:۱۳۷۱) توضیح بارتدر مورد معنای سوم کاملا راهگشای شناخت و دریافت دلالت ضمنی و گستره وسیع برداشت ازدلالت ها است. به این معنا که گاه آن قدر دامنه برداشت و تاویل معانی گسترده،متفاوت و متضاد است که در برخی موارد دریافت ها و برداشت ها به سطح بسیار محدودشخصی مبدل می شودنظریات مخالفی هم باایناعتقاد موجود است. چنان چه  متز[13][13]، معتقد استدلالت     -های ضمنی یکسر دلخواه نیست و حدودش همواره با دلالت هایمعنایی اثر معین می شود. دلالت های ضمنی در حکم گسترش دلالت های معنای است و نمیتواند آن را متضاد و یا نفی کند.» (متز، ک،۷۷:۱۳۷۶اعتقاد متز بر این پایه استوار است کهدلالت های ضمنی یک مفهوم از چارچوب کلی آن فراتر نمی رود و گستره آن بسیار محدود وبسته است. این در حالی است که چارچوب کلی تفکر متز ساختارگرایانه بوده است و جایگاهمخاطب و پایگاه فرهنگی و روانشناسی او را یکسره نادیده گرفته است.

 

 ۴- شش نظام نشانه ای در سینمای گویا  آن چه تا کنون گفته شد، تعاریف و توضیحات نسبا کلی پیرا

/ 0 نظر / 23 بازدید