رفع مشکلات تداوم در تدوین

بینندگان یاد گرفته اند برای حفظ سیر داستانی تکنیک برش به یک نمای خارج از نمای اصلی را بپذیرند (Cut away). به طور کلی و در یک کلام ،این نماها ، نماهای ناپیوسته ای نسبت به حرکت قبلی هستند.

بعضی از این ناپیوستگی ها و انقطاع ها در حرکتها در نزد بیننده پذیرفته و فهمیده شد؛ بعضی از این ناپیوستگی ها برای بیننده حالت گیجی، ابهام و از لحاظ زیبایی شناسی پرشی خشن در محتوای برنامه ایجاد می نماید که به آنها"جامپ کات" گفته می شود.

 

اگر شما کمی در فیلمها و سریالهای هفتگی تلویزیون دقت نمایید نمونه های بسیاری از این انقطاع ها و ناپیوستگی ها در حرکتها را خواهید دید؛ در اینجا چند مثال برای شما ذکر می شود:

 - یک نمای Two-shot از زوجی که در کنار دریا در حال صحبت هستند، این نما در حالی نشان داده می شود که موی آنان در اثر وزیدن باد تکان می خورد اما در یک نمای درشت فوری از یکی از آن دو، حرکتی در موی آنان دیده نمی شود.

 - یک نمای درشت از زنی که می خندد، برش فوری به یک نمای کلی یا معرف از او در حالی که هیچ لبخندی بر چهره او دیده نمی شود.

 - مردی در حالی که دستانش در دستان همسرش قرار دارد در حال پیاده روی است اما در نمای بعدی او را  این گونه ببینیم که او دستانش را دور گردن همسرش انداخته است.

 این گونه اشتباهات ، اشتباهات بدیهی در  کار با "تک دوربین" است و این گونه خطاها به خصوص هنگامی بیشتر می شود که بین ضبط دو نما زمان بسیار زیادی سپری شود.

گاهی اوقات که در نزد بیننده این اشتباهات و انقطاعها  لو می رود؛ خوشایند به نظر  می رسد. به طور کلی،ما نباید تلاش کنیم که این ناپیوستگی ها را در تدوین قرار دهیم، تنها راه حل این مشکل این است که باید نماها و صحنه های جدید را فوراً تصویربرداری نمایید.

 تصحیح جامپ کات در  کارهای داستانی:

 اجازه دهید ابتدا گفته شود که چگونه ممکن است در یک کار دراماتیکی ، جامپ کات ممکن است رخ دهد.

به یاد می آورید آن زن جوان را که برای رفتن به دیدار دوستی آماده می شد ( یادداشت تدوین تداومی- قسمت دوم ) ابتدا او را در این موقعیت دیدیم که او در آشپز خانه در حال صحبت با تلفن بود و سپس او سرش را از حمام بیرون می آورد؛ تا این لحظه هیچ اشتباهی رخ نداده است.

این گونه فرض نمایید که او بعد از خارج شدن از آشپزخانه(حرکت از چپ به راست)، در نمای بعدی او را این گونه ببینیم که او از سمت راست در حال رفتن به حمام است یعنی از سمت راست به چپ حرکت می کند. برای بیننده یک سوال ایجاد می شود چگونه او در یک لحظه و فوراً، ۱۸۰ درجه می چرخد و شروع به حرکت در جهت خلاف قبلی برای رفتن به حمام می نماید؟

راه حل بسیاری ازاین مشکلات و اشتباهات استفاده ازکاتهای برون برش (Cut away) یا نماهای اینسرتی است که پیشتر در باره آنها صحبت نموده ایم.

برای حل مشکلات خاص تداوم ما نیاز به یک نمای نزدیک از دست فردی که کمد لباس را باز می کند و حوله ای از آن بیرون می آورد؛ داریم. لازم به ذکر است که این تنها راه حل مشکل تداوم نیست بلکه تنوع در حل این مشکل وجود دارد اما هنگامی که شما برش می کنید به او (زن) که وارد حمام می شود ما نمی توانیم توجه را در حرکت منحرف نماییم و به نماهی اینسرتی کات نماییم.

 

towell

 اگر شما تصمیم دارید کار بالا را انجام ندهید؛شما ممکن است صحنه انتخاب لباس را این گونه تنظیم نمایید که او (زن) جلوی کمد لباسها ایستاده است و در حال انتخاب لباسهایش است، قبل از این که وارد حمام شود. تمام این حقه ها و تکنیکها می تواند برای حل مشکلات تداوم استفاده گردد.

 

closet

 

 

 

 

 

 

تدوین مصاحبه ها:

 مصاحبه ها اغلب به طور کامل پخش نمی گردند و بینندگان قسمتهای کمی از آنها را می بینند؛ به طور کلی سوال و جوابهای مختصر که به سرعت می آیند و می روند سبب خستگی مخاطب می شود و این خستگی سبب انحراف توجه او از موضوع اصلی می شود. در مصاحبه، شما ممکن است بیش از ۱۰ بار یک گفتگو را تصویربرداری نمایید تا یک برداشت از آن قابل استفاده باشد.


ه عنوان یک تدوینگر شما باید یک مصاحبه را این گونه تدوین نمایید:

-  بدون این که قسمتهای مهم مصاحبه دور ریخته شود.

-   بدون این که مفهوم اصلی صحبتهای مصاحبه شونده از بین رود.

- بدون این که تغییری در حالت، انرژی و بیان او ایجاد شود.

 می بینید که آن گونه تصور می کردید تدوین مصاحبه کار راحت و آسانی نیست.

برای شروع کار، برش و بیرون آوردن قسمتی از صحبتهای مصاحبه شونده به صورت نرمال و معمولی این نتیجه را برای بیننده در برخواهد داشت که یک پرش غیر معمولی در تصویر فردی که در حال صحبت است خواهیم داشت. یک راه حل برای حل این مشکل همان طور که مشاهده می نمایید آن است که یک کات برون برشی از یک نمای اینسرتی به مدت ۴ ثانیه در جایی که جامپ کات ایجاد شده است داشته باشیم.

 insert shot

 بر اساس فرض بالا ، البته، شما تقریباً یک تدوین نرم بین دو قطعه (نما) ایجاد نموده اید. این کاتهای برون برش که اغلب یه عنوان نماهای اینسرتی استفاده می شود، در اکثر اوقات نمای عکس العمل مصاحبه کننده می باشد.

راه حل دیگر برای پوشش جامپ کات(و تا حدی زیبا و با سلیقه)  تدوبن نمودن قطعاتی که از لحاظ تصویری در یک مصاحبه به هم وابسته نیستند و به مانند دیزالو بین قطعات به عنوان معلول و اثر به کار می روند. این کار ، این امر را برای بیننده آشکار می سازد که قطعاتی که به هم کات شده اند به نظر کات بین آنها نرم تر به نظر می رسد.

 

تغییرات ناگهانی در اندازه نماها:

جامپ کات همچنین می تواند نتیجه تغییر ناگهانی  در اندازه و سایز نماها باشد.

برش مستقیم از یک نمای بسیار باز (نمای معرف یا Establish shot) به یک نمای بسته تر(close up Extreme) می تواند خیلی ناگوار و تعجب بر انگیز باشد. برای نرم کردن این انتقال و راهنمایی و هدایت نمودن بینندگان به نواحی جدیدتر به واسطه متمرکز نمودن آنها در بعضی از نقاط تصویر به یک نمای متوسط یا مدیوم نیاز است.

 

subject size 1subject size 3

 

 

 subject size 2برای مثال اگر شما برش نمایید از نمای سمت چپ مستقیماً به نمای سمت راست(ناحیه ای که به رنگ قرمز نشان داده شده است)، تماشاگرا به سختی خواهند فهمید که عمل یا Action جدید در درون صحنه در کجا  در حال رخ دادن است یا موقعیت آن در صحنه اول چگونه بوده است؟ 

 

  به هر حال اگر شما برش نمایید به یک نمای متوسط به مانند آن چه که نشان داده شده قبل از این که نمای درشت را نشان دهید؛ فضایی که شما در آن قرار دارید برای بیننده آشکار و معلوم خواهد شد.

 فرمول ۳-۲-۱ برای شناساندن فضا به بیننده بهترین فرمول است که این فرمول شروع می شود بر اساس:

۱- یک نمای باز (که اغلب به آن نمای اصلی یا معرف گفته می شود) سپس

۲- برش به یک نمای مدیوم یا متوسط و پس از آن

۳- برش به نماهای مختلف و متفاوت بسته.

برای بازگشت مجدد به صحنه اگر این کار مورد احتیاج است؛ ترتیب نماها می تواند برعکس شود.

بازگشت متناوب به نماهای باز یا معرف، اغلب برای این که بیننده موقعیت اشیاء و افراد در صحنه را درک نماید؛ نیاز است. این کار به خصوص در طول حرکت مجری یا بعد از حرکت او خیلی مهم و ضروری است.هرگاه که شما به یک نمای باز در این مسیر برش می نمایید، این کار شما یک نمای معرف مجدد از عناصر صحنه است.

گرچه فرمول نمای باز ـ مدیوم ـ بسته (کلوزآپ) تا حدودی متداول و مرسوم است اما در پاره ای اوقات شما به عنوان توینگر می توانید برای پیشبرد داستان و قصه تدوین را به گونه دیگری انجام دهید.

برای مثال، در شروع یک صحنه شما می خواهید یک نمای بسیار بسته از یک شیء مهم و تعیین کننده در داستان داشته باشید؛ شما می توانید فوراً  توجه بینندگان را بر روی آن متمرکز سازید. در یک فیلم داستانی که شما اشیایی به مانند اسلحه و... دارید، دوربین می تواند عمل دالی یا زوم به عقب را در صحنه انجام دهد تا زوایای دیگر صحنه را آشکار سازد.

 

 

زوایای تصویربرداری: 

 نوع دیگر جامپ کات نتیجه برش از یک نما به نمای دیگر که تقریباً از نظر اندازه نما یکسان می باشند ؛ است.

تشخیص نمای جدیدی که تفاوتهای قابل توجهی از لحاظ اندازه نما با نمای قبلی ندارد سخت نیست اما برش به این نوع نماها به سادگی اشتباهات را آشکار می سازد. تصویربرداران برای این که در  دام این خطا و اشتباه نیفتند ، همیشه قانون ۳۰ درجه را به خاطر خود می سپارند.

 

بر اساس این قانون، نمای جدیدی که از یک شیء یکسان گرفته می شود که بر اساس آن دو نما دارای معنا و مفهوم یکسان می شوند ؛ زاویه دوربین باید ۳۰ درجه تغییر یابد.

البته، برش به نمایی که از لحاظ مفهومی و شکلی متفاوت است می تواند درست باشد مثلاً برش از یک نمای Two- shotبه نمای تک شات  احتمالاً درست است زیرا نمای Two- shot می تواند متفاوت با ابتدای خودش باشد.

زوایای تصویربرداری می تواند برآیند هدایت حرکت در صحنه باشد. یک مثال؛ برای توضیح این مطلب استفاده از عکسهای زیرین مفید است: اگر زن در حال صحبت با آن مرد به وسلیه تلفن باشد،  زوایای تصویربرداری به نظر درست و منطقی است؛ صورت زن در سمت راست(عکس اول) یا صورتش در سمت چپ.

 

      

 
 
 ما فرض کردیم که اگر دو نفر در حال صحبت کردن باشند به طوری که صورتهای آنها به طرف همدیگر باشد؛ در مورد مکالمه تلفن رعایت این اصل زیاد ضرور ی به نظر نمی رسد. هنگامی که شما با یک دوربین در حال تصویربرداری هستید  و نماها در ساعتهای جداگانه از هم تصویربرداری می شوند این گونه اشتباهات قابل چشم پوشی است.  

 عبور از خط فرضی:

 و بالاخره رسیدیم به یکی از مهم ترین مشکلاتی که همواره ما را در تدوین آزار می دهد یعنی عبور از خط فرضی. هرگاه زاویه جدید دوربین نسبت به زاویه قبلی بیش از ۱۸۰ درجه شود، شما از خط فرضی عبور کرده اید ـ خطی که بازی و حرکت بر روی آن انجام می پذیرد ـ و بر اساس این اشتباه  بازی و حرکت معکوس دیده می شود.

رعایت این قانون در طول عمل تدوین بسیار سخت است اگر چه به کار بردن این تکنیک می تواند کمک شایانی به ما نماید.

  طرفداران فوتبال می دانند هنگامی که کارگردان به دوربینی که در طرف دیگر زمینcrossing the line قرار دارد  برش نماید، حرکت بازیکنان معکوس می شود و به این دلیل  از این دوربینها در طول  بازی استفاده نمی شود و تنها در موارد تکرار نمودن تصاویر از این دوربینها استفاده می شود  و از این دوربینها عموماً هنگامی استفاده می شود که زوایایی که دوربینهای دیگر نمی توانند نشان دهند این دوربینها قابلیت به تصویر کشاندن آن زوایا را دارند.

 در برنامه های "زنده" چون وقایع در همان لحظه اتفاق می افتند معکوس نشان دادن حرکات بدیهی و اجتناب ناپذیر است. هنگامی که شما با یک دوربین کار می کنید، معکوس نشان دادن حرکات بازیگران کمتر اتفاق می افتد

اجازه دهید این گونه ادامه دهیم که شما قصد دارید یک نمای بسته از مردی که در سمت چپ عکس قرار دارد، داشته باشید.

 crossing the line 2

 crossing the line 3

 

 

 

 

 

 اگر دوربین پشت سر زن و سمت راست او برای به تصویر کشیدن مرد سمت چپ قرار گیرد (پشت خط آبی در نمایی که نشان داده شده است) نگاه مرد در سمت چپ ما به گونه ای می شود که او با آن دو نفر به سمت راست صحبت می کند(به گونه ای که نشان داده شده شما از خط فرضی گذشته اید).

به یاد داشته باشید اگر موقعیت دوربین در شماره های ۱ و ۲ در جلوی خط آبی قرار گیرد ما حرکت بازیگرها را بدون عمل معکوس یا Reverse خواهیم داشت.

اگر نماها بسته در جلوی خط آبی تصویربرداری شوند ؛  جهت نگاه هر شخص(جهت و زاویه هر شخصی که نگاه می کند) منطبق با آنچه در نمای معرف دیدیم می باشد.

شاید یک کارگردان تصمیم دارد قانون ۱۸۰ درجه را برای به دست آوردن اثرات دراماتیکی بهتر بشکند؛ برای مثال: در طول تصویربرداری یک صحنه زد و خورد یک کارگردان عامدانه می خواهد از خط فرضی در بسیاری از نماها برای به دست اوردن اثری نامتجانس و گیج کننده عبور نماید.

 

 

/ 0 نظر / 26 بازدید