سواد رسانه ای ؛ چالش با تصویر

سواد رسانه ای ؛ چالش با تصویر

نویسنده:محمد صادق افرآسیابی

منبع:روزنامه جام جم
سواد رسانه ای از جمله کلید واژه هایی است که طی چند سال اخیر به طور مشخص به آن اشاره های فراوان و کارشناسانه ای می شود. نمی توان گفت که پیش از این موضوع و بحث سواد رسانه ای مطرح و مورد توجه نبوده است ، چه هر آنچه درباره رسانه ها ، رتباطات و اطلاعات بحث و تحقیق می شود ، می تواند فصلهایی از سواد رسانه ای باشد ، سواد رسانه ای ، دعوت به اندیشیدن درباره آنچه می بینیم و می خوانیم است.مهارتی است برای درک واقعیت ها و آنچه رسانه ها به مخاطب تزریق می کنند. الگویی است تا براساس آن مخاطب و افکار عمومی نه به عنوان یک عنصر منفعل بلکه به عنوان یک پدیده فعال و جاری در فرآیندی شناختی به حساب آید و عمل تفسیر و تحلیل پیام را به انجام رساند.تفکر انتقادی و آگاهی دو ویژگی اصلی است که سواد رسانه ای بر آن بنا شده است.در واقع با توجه به پیچیده شدن برنامه ها و بسته بندی آنچه از رسانه ها تولید و پخش می شود ، ضرورت بسیاری به بازشناسی و بازخوانی فرمول ها و الگوهایی است که رسانه ها پیام خود را بر آن اساس بسته بندی و مهندسی می نمایند.آنچه می خوانید تاملی بر سواد رسانه ای از دید صاحب نظران حوزه رسانه و ارتباطات است.
شاید حداقل زمان تولد سواد رسانه ای در جهان حدود 30سال پیش است ، اما در ایران زمان اندکی از پیدایش آن می گذرد. دکتر سیدوحید عقیلی ، استاد علوم ارتباطات در این باره می گوید: سواد نقد رسانه مبحثی کاملا تخصصی است و به دسته ای از افراد مربوط می شود که دست اندرکاران رسانه ها را تشکیل می دهند و دوره آموزشی لازم برای آن را گذرانده اند. اما سواد رسانه ای به طور مشخص از سوی برخی کشورهای جهان از حدود 3 دهه قبل بررسی می شود. کشورهای ژاپن و کانادا نمونه بارز این مساله هستند که در این خصوص گامی اساسی برداشته اند. در این کشورها سواد رسانه ای آنقدر اهمیت داشت که آن را به عنوان یک ماده درسی در میان مواد درسی دوره های تحصیلی راهنمایی تا مقطع دیپلم به رسمیت شناختند و حتی آن را برای سنین بزرگسال و مقاطع تحصیلی بالاتر نیز طراحی کردند. آنها این هدف را دنبال می کردند که به افراد بیاموزند رسانه چیست و تفاوت آن با دنیای اطراف آن چگونه است.
در این اثنا مخاطب بخوبی می آموزد که به غیر از انتخاب رسانه از لحاظ سلیقه و شکل به ادراک دقیق مواردی چون آگهی ، سرمقاله ، گزارش ، خبر و... در رسانه های مختلف دیداری ، شنیداری ، مکتوب و الکترونیکی نیز بپردازد. عقیلی ادامه می دهد: اما قدمت ادبیات سواد رسانه ای در کشور ما به بیش از 3 یا 4 سال نمی رسد و همچنان از آن به مفهوم جدیدی یاد می شود که به دلیل نگاه رسانه های مکتوب و ملی به آن برمی گردد. با تحصیل سواد رسانه ای مخاطب می آموزد هر آنچه از رسانه ها انتشار می یابد دلیل مطابقت آن با واقعیت نمی شود. تحصیل سواد رسانه ای به همراه پیدایش نگاه و تفکر انتقادی در افراد است بنابراین فرد می آموزد که عمیق و دقیق به ذات برنامه ها و نوشته ها و شنیده ها بیندیشید و به نقد آنها نیز بپردازد از طرفی به نوعی رویارویی پیچیده با خروجی رسانه ها نیز دست یابد. اصول سواد رسانه ای سوغات غربی هاست اما نمی توان چشم بسته هم با آن روبه رو شد. از طرفی نمی شود به فکر بومی سازی چارچوب آن افتاد که تنها محتوای روزمره آن شایسته بومی سازی است اما در جامعه مدنی که افراد به حقوق خود کاملا واقف هستند و میزان سواد عمومی و آگاهی اجتماعی در سطح بالایی قرار دارد ، اکثر افراد از حداقل سواد رسانه ای برخوردارند. از سویی هم اخلاق حرفه ای در میان دست اندرکاران رسانه ها وجود دارد. جالب است بدانید پنج تا از پرتیراژترین روزنامه های جهان ژاپنی هستند و این نشان از بالا بودن فرهنگ مخاطبان ژاپنی در رویارویی با محتوای مکتوب دارد. اما در ایران با مشکلاتی که عدم ارتقای سواد رسانه را منجر می شود، دست به گریبان هستیم از جمله تیراژ پایین روزنامه ها، عدم ترکیب صحیح یا مطابقت با تمایل مردم ، عدم ارائه محتوای تحلیلی نسبتا جامع برای اتفاقات روزمره و بسیاری نکات دیگر. دکتر عقیلی در پایان گفته هایش بیان می دارد که برای رفع چالشها باید به نوعی تلاش سازمان یافته از سوی رسانه ها برای ارتقای سطح سواد رسانه ای در میان مردم یا به اصطلاح مبارزه رسانه ای دست زد.

تولد سواد رقومی

اما دکتر محسنیان راد، استاد علوم ارتباطات نیز با تاکید بر این که ICT موجب پیدایش سواد رسانه ای شده است می گوید: در حقیقت ورود به عصر ارتباطات و اطلاعات و پیدایش ابزار نوین ICT ، سوادی ، آن هم با عنوان سواد رقومی متولد ساخته است.
وی ادامه می دهد: البته سواد رسانه ای مقوله ای است که به اوایل دهه 90میلادی برمی گردد که در اصل مخاطب آن یکسری از میانسالان جامعه بودند و می بایست تحت تعلیم استفاده از فناوری های نوین برای رویارویی با خروجی رسانه ها و اصلا کارکرد آنها قرار می گرفتند. اما برای این که این مساله در میان نسل جوان جامعه هم فراگیر شود ، با توجه به استعداد، علاقه و پیگیری ابزار نوین و ICT از سوی این نسل ، تنها باید استانداردهای بین المللی ، آن هم منطبق با مسائل بومی هر کشور سواد بر امر آموزش آن در نظر گرفته شود. از طرفی هم زیرساخت های لازم همچون افزایش ضریب نفوذ و سرعت و سهولت دسترسی به شبکه های ارتباطی همچون اینترنت باید بخوبی فراهم شود تا حداقل سواد لازم در افراد ایجاد شود.

ارتقای سواد رسانه ای

در این مقطع دکتر شیوا پژوهش فرد ، استاد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد و محقق مسائل جامعه اطلاعاتی نیز با بیان نظریات خود و با اشاره به اهمیت سواد رسانه ای در جامعه اطلاعاتی و عصر ارتباطات می گوید: می توان اقشار جامعه را در میزان بهره مندی از سواد رسانه ای به دو گروه تقسیم کرد.گروهی که سواد کافی را در این زمینه ندارند و بنابراین از انتقاد نیز مستثنا هستند که دراکثریت نسبی به سر می برند.این گروه بازخوردهای رسانه ای را براساس سلیقه و تنوع کانال های مشخصی پاسخ می دهند که درصد خطا در میان آنها کمتر است و با انتخاب منطقی تر در این گروه مواجهیم زیرا شاخص های نسبی را برای این کار پیگیری می کنند البته با توجه به این که اغلب رسانه های جامعه ما مخاطبان را با ملغمه ای از برنامه ها روبه رو می کنند و شاید شبکه ای همچون خبر شاخصی در میان شبکه ها در ارائه خروجی خاص برای جامعه است اغلب مخاطبان شاخص کلی را نمی توانند برای انتخاب برنامه از میان انبوه آنها تعریف کنند اما گروه دوم آنهایی هستند که با سواد کافی درباره نقد رسانه ها و برنامه ها به نقادی می پردازند.
در این جماعت که در اقلیت به سر می برند اتفاق جالب ، انتشار نقطه نظرات در سطح رسانه ای و ایجاد اثر برای تغییر ساختار خروجی رسانه است.این افراد به بهبود کیفی رسانه ها کمک می کنند زیرا با افزایش سطح توقع مردم ، رسانه ها ملزم به افزایش کیفی برای از دست ندادن مخاطبان خود هستند.وی تصریح می دارد: یکی از شیوه های گسترش سواد رسانه ای ، ارائه بیوگرافی و تشریح برنامه ها برای مخاطبان است که کمک شایانی به تفسیر و نقد آن باتوجه به تصویرسازی ذهنی قبلی در میان آنها می کند.رشد آگاهی در میان مردم از طریق رسانه های جمعی و با ارائه برنامه ها و افراد منتقد و ارائه آمار از بهترین های رسانه ها در جهان برای ارزیابی و بازشناسی شاخص های نقد رسانه ای ، استفاده از تحلیلگران و کارشناسان برای آموزش و فرهنگسازی این مهم و تعامل رسانه ای مناسب با مخاطبان در جذب سریع بازخورد رسانه ای در میان مردم و ترتیب اثر دهی به نظریات اقشار مختلف براساس منطق ، همه و همه کمک شایانی به ارتقای سواد رسانه ای در جامعه خواهد کرد.
در کنار افراد کم سواد یا بی سواد در جامعه ایرانی به طور یقین متخصصان آشنا به مباحث رسانه عالم بر نقد مناسب آن هم وجود دارد که شاید اقلیت آنها ، به طرح این موضوع تمایل ندارند.در کنار این افراد گروهی هم سواد کافی و قدرت دارند، اما شرایط یادگیری ندارند. مثلا مناطق روستایی به دلیل عدم امکانات ارتباطی مناسب از این مساله محرومند و به طور کلی سطح تخصص های حرفه ای در حوزه مشاغل رسانه ای پایین است.

بومی سازی محتوای رسانه ای

در این بحث دکتر حسین ابراهیم آبادی استاد ارتباطات و رئیس انجمن ارتباطات نیز با بیان نظریات خود می گوید: در اصل ، سواد رسانه ای به دو منظور کاربرد دارد: یکی پیداش نوعی مهارت برای بهبود زندگی در استفاده از رسانه هاست که به طور مثال کاربران از اینترنت به عنوان رسانه ای جهانی برای بالا بردن سطح اطلاعات بهره می برند و همان طور که می دانیم با توجه به اهمیت عنصر اطلاعات در عصر جامعه اطلاعاتی ، مایه اصلی زندگی خود را تامین می کنند. دیگری کاربرد رسانه ها با علم به ماهیت و خروجی آنها برای ارتقای سطح آموزشی و موقعیت اجتماعی و نوعا ارتقای سطح تحصیلی اقشار جامعه است.ارتقای سواد رسانه ای در بهره مندی و دسترسی از رسانه ها به گونه ای باید باشد که در آینده شغل و تحصیل فرد براساس آن ارتقا یابد.وی تصریح می دارد: اما در این عصر و در استفاده و تحصیل سواد رسانه ای باید به آموزش زبان بین المللی و همچنین آموزش های لازم ICT توجه ویژه ای کنیم.افراد با اشراف به این دو مهم می توانند هم از رسانه ها، مطلوب استفاده کنند و اطلاعات لازم را استخراج کنند و هم درموقع لزوم به نقد و انتخاب سلیقه ای آنها بپردازند که این خود با کم و زیاد کردن مخاطبان رسانه ها به افزایش کیفیت در آنها در رقابتی سالم کمک شایانی می کند.
برخی کشورها تمهیداتی را برای بومی سازی سواد رسانه ای در نظر گرفته اند و این مساله برای کشور ما هم حائز اهمیت است.در صورت بومی سازی محتوای رسانه ای و سواد رسانه ای تسلط افراد در فهم خروجی رسانه ها بالا رفته و بنابراین با کسب مطلوب ، می دانند از رسانه ها چه می خواهند و بنابراین رسانه ها هم در رویارویی با مخاطب می دانند که مخاطب چه می خواهد.ابراهیم آبادی خاطرنشان می کند: افزایش آگاهی و درک سواد رسانه ای و کاربردهای آن ، استفاده از کاربرد رسانه ، توانایی و ظرفیت در زمینه های شغلی و زندگی با آموزش های جدی در این زمینه و آموزش های ترکیبی (فنی و اجتماعی) یا آموزش لیاقتی در میان افراد همه وهمه در افزایش سواد رسانه ای و بینشهای فردی در جامعه موثراند اما دکتر محمد الستی ، استاد علوم ارتباطات در این خصوص با تعریف سواد رسانه ای اظهار می دارد: سواد رسانه ای در واقع معیاری از توانایی و قابلیت فردی در درک مستقل رسانه است.
اکنون در عصر ICT یا رسانه به سر می بریم و واقعیت ها زمانی به رسمیت شناخته می شوندکه رسانه ای شوند و حقیقت ها زمانی درک می شوند که به وسیله مخاطبان ادراک شوند. در این میان وجوب سواد رسانه ای حکم می کند که در چنین فضایی ، مخاطب دارای حداقل توانایی مستقل و مستقیم از درک خوراک و خروجی رسانه ها باشد بنابراین مجموعه عواملی که این استقلال ادراکی را به وجود می آورند ، سواد رسانه ای نام می گیرد.در حقیقت فردی که در رویارویی با یک فیلم از ادراک مستقل ناتوان است ، فاقد سواد رسانه ای است.وی تصریح می دارد: سواد رسانه ای تنها به مخاطب مربوط نمی شود بلکه کارگزاران رسانه ها را هم مخاطب خود قرار می دهد. در حقیقت این مهم چرخه ای را تعریف می کند که کارگزاران با سواد ، مخاطب را با مخاطب با سواد متقابلا رو در رو می کند.اما در ایران توسعه رسانه ها از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست.
معضلاتی از قبیل فرهنگ کتبی و غلبه فرهنگ شفاهی باعث شده که افراد از روزنامه ها و رسانه های مکتوب به طورکل استفاده لازم را نبرند. از طرفی پایین بودن تیراژ مطبوعات و ضعف رسانه های شنیداری و دیداری در زمینه عدم رقابت لازم ، مشکلاتی را همچون نبود زمینه لازم برای بهبود کیفی و کمی سطح در آنها باعث شده است.لیکن با توسعه رسانه ها ، آموزش علوم ارتباطات شکل تخصصی در حوزه های خاص هر رسانه ، آزادی جریان ICT و کمک به رشد و توسعه نهادهای مدنی که می توانند مستقیم و غیرمستقیم رسانه های مستقل را به وجود آورده و تقویت کنند ، در حل مشکلات و تامین زیرساخت لازم در ایجاد و استقرار سواد رسانه ای در جامعه امروز بسیار موثر است.
/ 0 نظر / 20 بازدید