تصویر به جای کلام

تصویر به جای کلام

شاید کسی به خوبی سائول استاینبرگ زندگی و هنر آمریکاییان را از طریق کارتون و طراحی مورد بررسی و نقد قرار نداده باشد، حداقل از سال ۱۹۴۲ که استاینبرگ وارد خاک آمریکا شد و با مجله معتبر نیویورکر همکاری اش را آغاز کرد، نزدیک به ۶ دهه هنر تصویرگری آمریکا تحت تاثیر این هنرمند رومانی تبار قرار گرفت. استاینبرگ با کارتون هایش هیجان و عطشی می آفرید که سایر هنرمندان این عرصه نیز از حرارت آن گرما می گرفتند. آثار او همگی به گونه ای استادانه خلق شده اند و به راستی دایره المعارفی از سبک های مختلف هنری به شمار می آیند و این گونه است که به رغم حجم عظیم آثاری که از او به یادگار مانده، یافتن حتی یک اثر متوسط در میان آنها تقریباً به معجزه شباهت دارد. استاینبرگ خطوط آثارش را ماهرانه انتخاب می کرد و سپس با اسکلت بندی بسیار استوار آن را هنرمندانه در سطوح مختلف کاغذ قرار می داد به طوری که هر اثر او را می توان از زوایای مختلف نیز تماشا کرد و لذت برد.
با این همه بر فراز قله و قلمرو هنر او طنز قرار گرفته است، در آنجا نوعی بازیگوشی و بوالهوسی خود نمایی می کند که همانا مرز مشترک طراحی های او با کارتون است.استاینبرگ با آنکه تعلق خاطر فراوانی به مسایل فلسفی دارد اما همین دیدگاه فلسفی را نیز بدون هراس از پیچیدگی های آن به سادگی و در قالب طرح هایی که تنها از چند خط بدون هاشور ساخته شده اند ارائه می دهد.از ویژگی های آثار استاینبرگ تنوع ایده ها و سطح کیفی بالای آنها است به گونه ای که می شود از همه آنها آموخت. درمیان کارهای او همان طور که گفته شد اثر متوسط معنی ندارد، آنها همگی از یک معماری اشرافی برخوردار هستند و بدون کوچکترین لغزش شکل گرفته اند، اشکالی که همانند معادلات ریاضی هر یک از اجزای آن در مکانی درست در همان جایی که باید باشند مخاطبان خود را همانند قهرمانان قصه های «بورخس» آرام آرام به سوی معادلات پیچیده هستی سوق می دهند، استحکام و در عین حال ظرافت آثار او را می توان با نغمات زیبای «سباستین باخ» در عالم موسیقی مقایسه کرد.
استاینبرگ دارای استعدادی بود که می توانست بدون استفاده از کلام نشان دهد انسان ها چگونه با یکدیگر ارتباط بر قرار می کنند، تصاویری که به جای کلمات از دهان پرسوناژهای او بیرون می آید بیان کننده لحنی است که گوینده مایل است به مخاطب خود منتقل کند. استاینبرگ برای این کار از علائم و سمبل هایی استفاده می کرد که به تناوب در بسیاری از آثارش دیده می شد.از نگاهی دیگر این سمبل ها و نشانه ها در آثار استاینبرگ به گونه ای استفاده شده اند که می توانند به خوبی احساسات کاراکترهای او را نمایان کنند. این خلاقیت ها جایگاه هنری او را در مکانی قرار می دهد که قبل از وی هیچ هنرمندی به آن دست نیافته است.تاثیر کارتون های او بر بسیاری از هنرمندان نامی جهان همچون تومی انگرر و نسلی از هنرمندان فرانسوی هنوز نیز ادامه دارد، تاثیر هنر استاینبرگ بر افرادی چون فولون، دکلوز، سمپه، آندره فرانسوا بر کسی پوشیده نیست، هنرمندانی که خود بارها از هنر او و سبک نیویورکر ستایش کرده اند و خود را وامدار نبوغ او می دانند.کارتون های استاینبرگ را باید نه فقط کارتون بلکه به عنوان نماد جامع هنرهای زیبا به حساب آوریم چیزی که با خود خلاقیت های پیکاسو را به همراه دارد و اغراق نیست اگر گفته شود همان گونه که پیکاسو نمونه بی بدیل خلاقیت و جسارت به شمار می آید استاینبرگ نیز در دنیای کارتون و طرح های تخیلی در چنین جایگاهی قرار می گیرد.من هیچ گاه طرح زیبای ویولنیست او را فراموش نمی کنم، استاینبرگ در این اثر زیبا وقتی می خواهد احساس هنرمند ویولنیست را نشان دهد خطوط زمینه طرح را به صورت لرزان شکل می دهد. قدرت طراحی و فیگور و استحکام خطوط او به گونه ای است که بیننده پس از تماشای این اثر بی اختیار حس و حال نوازنده را در درون خود لمس می کند.در انتهای این مقاله جا دارد با احترام فراوان از خانم ایراندخت محصص نیز یاد کنم، او که برای اولین بار سبب شد تا هنرمندان ایرانی با آثار این نابغه هنر آشنا شوند.

منبع : مجله الکترونیکی ویستا- روزنامه شرق

/ 0 نظر / 20 بازدید