تجارب من در مقام کارگردان

سلام

تو این پست از تجارب شخصی میگم ...

اول اینکه روابط رو باید بوسید و گذاشت تو طاقچه یا رو بند . اگه بخوام فیلم موفق بسازم حتما باید عوامل با تجربه و کاربلد رو به کار بگیرم.

دوم اینکه من کارگردانم و تهیه کننده تهیه کننده است و فیلمبردار هم فیلمبردار ، اگه فیلم خراب بشه همه از چشم من میبینن و کسی نمیگه تهیه کننده کم گذاشت یا زیاد تو کار دخالت می کرد یا رو اعصاب بود و ... .باید قاطع باشم و قاتل. حرف اول و آخر رو خودم میزنم و اگه لازم شد داد و هوار که سهله، کشت و کشتار هم به پا می کنم .

سوم اینکه بازم باید حرف اول و آخر رو خودم بزنم اما از حق نگذریم، بچه ها هم گاهی پیشنهادات قشنگی دادن، باید بذارم اونا هم نظر بدن.

چهارمین مسئله که از هر چیزی هم حیاتی تره ، انتخاب بازیگره .بازیگر خوب پیدا نشد اصلا فیلم نمیسازم. یا بازیگر توانا یا نه فیلم سازی و نه خستگی و بی حوصلگی به خاطر ضعف های کار و نه افسردگی بعد از دیدن نتیجه ی کار .

پنجمین تجربه . حماقت ممنوع .شانس خوش سیری چند؟ اول همه چیز رو تست و بررسی کن بعد برو سر کار . اگر آقای ایکس یا خانم ایگرگ رو به خوبی نمیشناسی ، اصلا جای نگرانی نیست . فقط کافیه بهش بگی که اول تست بعد کار.

ششم اینکه سخن که از حد گذشت ، گذشت .تجارب عجیبی بود.شما تجارب من رو تکرار نکنید .

پیروز و رستگار

/ 3 نظر / 21 بازدید
مجتبی

سلام تجارب جالبی بود. در ضمن پستهای دیگر شما را هم دیدم جالب بود. مذهبی می زنی! موفق باشید

melina

چه تجاربی.... می گم ما که نمی دونیم بهت چی گذشت اما خب هر کارگردانی یه تجاربی داره دیکه...تقریبا تجربه های همتوون شبیه به همه ها[شوخی]وبلاگتون مطالب پربار و جالب زیاد داره[تایید]