زاویه دید

 

تفاوت و شباهت های زاویه دید چشم انسان و دوربین, راه هایی برای ساختار سه بعدی و استفاده ی عمق در فیلمبرداری دو بعدی

عدسی دوربین در مقایسه با چشم انسان ابزاری است ناکامل و دارای کاستیکه نه همانند چشم انسان نیروی برجسته بینی (سه بعدی) را دارد و نه نیرویوضوح دوباره و پیاپی از چیزی به چیز دیگر را.
هم چنانکه از تغییر پیاپی زاویه سازگار ساختن یا تطبیق دادن خود با روشنایی محیطهای متفاوت ناتوان می باشد به همین دلیلفیلم حتی از لحاظ بصری تنها یک بیان تقریبی و نا کامل از دنیای واقعی را به ما نشان می دهد.

با توجه به دو بعدی بودن سطح پرده های نمایش همچنین نمایش دو بعدی ازاجسام اشیاء و آدمها بر روی پرده، به منظور حفظ تداوم بصری و انعکاس عینیو درست از اشیاء (به همانگونه که کارگردانان در نظر داشته اند) می بایستزاویهفیلم برداری (محل قرار گرفتن منابع نور) به گونه ای انتخاب شود تا حد اکثر تاثیر مورد نظر را از موضوع بر روی پردهسینما منتقل نماید. به عنوان مثال حتی هنگام فیلمبرداری از یک شئ ساده مانند مکعب نیز باید زاویه فیلمبرداری ونورپردازی درستی را بر گزینیم. در دنیای واقعی ما می توانیم به مکعب نور یا نزدیکشویم پهلوهایش را بشماریم با آنچه در پیرامونش هست و یا با خودمان مقایسهاش کنیم ودر نهایت مکان وموقعیت آن را در فضا نسبت به اجزاء دیگر پیرامونشبسنجیم. اما در سینما تماشاگر نه تنها از چار چوب فضای چیزهای که در فیلممی بیند بیرون است بلکه بی حرکت نیز می باشد و دوربین یا شئ باید به جایاو حرکت نماید.
اگر مکعب را درست از مقابل فیلمبرداری کنیم وجوهمتفاوت مکعب دیگر دیده نخواهد شد و تبدیل به یک مربع می شود. برای پرهیزاز بروز چنین مواردی لازم است تا زاویه درستی برای انتقال صحیح و بهترموضوع مورد نظر اتخاذ نماییم. هم چنانکه یک نور پردازی درست از شئ میتواند به آن بر جستگی بخشیده و یا عمق آن را از بین ببرد.

تماشاگر هنگام تماشای فیلم چنانچه در آن نبیند، در تعیین اندازه واقعیاجسام دچار اختلال می شود. به همین جهت وجود مقیاس در نماهای فیلم عاملموثری در تشخیص اندازه و ابعاد اجسام است.
اما هنگام ساخت یک فیلم،مشکل تنها تشخیص اندازه یک شئ و یا دست یافتن به خصوصیات مادی آن نیست. درمورد فیلمبرداری از یک ساختمان مجسمه یا یک فرد زاویه فیلمبرداری را میتوان برای نمایان ساختن و برجسته تر کردن طبیعت بنیادی و اصلی آنها به کاربرد و یا بالعکس.
شیوه ای کهکارگردان توسط آن به انتخاب زاویه مناسب دست می زند، در واقع با موقعیت شخصیت فیلم و عملی که در حال انجام است در ارتباط می باشد.

همچنین نوع مخاطب نیز در تعیین شیوه پرداخت یک موضوع واحد دخالت دارد. بطور مثال اگر قرار باشد عده ای دانشجوی پزشکی شاهد جزئیات یک عمل جراحیباشند، باید فیلم به گونه ای باشد که بتواند با تاکید بر جزئیات تشریحی بهعنوان یک ناظر و راوی جزئیات علمی عمل جراحی را به خوبی و با دقت ضبطنموده سپس بازگو نماید. از طرفی یک بیننده غیر پزشکی نیازی ندارد تا باجزئیات عمل جراحی در یک فیلم داستانی آشنا شود، بلکه در اینجا برای اوهیجان ناشی از عاقبت عمل و سرنوشت بیمار مطرح است.

منبع: irib.ir

/ 0 نظر / 19 بازدید